یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391
درنای کوچ
کج شد مسیر من و تو به این کویر پر سراب
چه شد پر از قفس شد آن آبی آزاد و بلند
بهار، بی رمق شده درنایٍ کوچ پر شتاب
من از گذار خسته و تو مانده در مرداب شک
ماییم و تاریخی پر از سوالهای بی جواب
همنسل تنهایی من ،همبغض روزگار تلخ
جمع من و تو ما نشد در دفتر جبر و حساب ...
شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391
دانلود کتابی از اوریانا فالاچی
شنبه نهم اردیبهشت 1391
سلام حرص نخور
کل برنامه های صبح رادیویی شده با صدای بلند و خوشحال سلام دادن به قوم ها و مشاغل مختلف.ما هم مجبوریم توی تاکسی بشینیم و این برنامه های پر بار رو گوش کنیم و حرص بخوریم.اینهمه با ذوق سلام میدین ذوقدونیتون درد میگیره ها
برچسبها: رادیو, همشهریلر, بازنشسته, برنامه صبحگاهی, تاکسی
دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391
بکش پایین حاجی
برچسبها: اقتصاد, رفسنجانی, امام, آمریکا
شنبه بیست و ششم فروردین 1391
ارزشی
همه شب بیداریام -شب وکوچه گردیام-وسط درس علوم-بغض بی رحم گلوم-چشمای خیس و سفر -سایه های در بدر-حسرت یه خواب خوب-توی شرجی جنوب -خاطره نوشتنام-از تو دلبریدنام-حسودی های قدیم-ترس بی ترانگیم-منُ یه مسیر سرد-دنبالت تا خوددرد-وحشت از نبودنت-نامَه مُونخوندنت-ترس آزردن تو-بی خبر رفتن تو- زیر لب زمزمه هام -تو رو فریاد زدنام ، ....
واسه این روزای خوب شاید ارزشش رو داشت
برچسبها: چشمای خیس, وحشت, شرجی جنوب, روزای خوب, نامردمیا
چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391
جغرافیای مدیریتی
مدیر ما که همش از تجربیاتش در مدیریتهای کلان کشوری و لشگری میگه و هی از خودش تعریف میکنه که من این کار رو کردم و اون کار رو کردم و هر بار هم که میخواد از خودش تعریف کنه این جمله را اولش میاره که نعریف از خود غلط کردن زیادیه مثل همه مدیرها که من در این سالها در سیستم دولتی دیدم همه چیز را میدونه از شعر تا فناوری از مدیریت ریسک تا ساخت و ساز از خرید اقلام صنعتی تا ... خلاصه یه علامه کامله .
این بابا دیروز داشت باز هم از او ن غلطا میکرد .اینبار منبرش در مورد رشته تحصیلی یکی از همکارهامون بود که رشته اش بدون هیچ ارتباطی با کارش هست یعنی رشته "زبان سواهیلی"
جملاتش هم همیشه با ذکر این خاطره شروع میشه که یه بار که من زدم بیخ گوش وزیر فلان و از اطاق انداختمش بیرون و بعدش به موضوعش میرسه که زبان سواهیلی در کشورهای پایین آفریقا مثل "زیمباوه و ونزوئلا و مالزی" کاربرد داره و اگه بخونینش حتی توی موزامبیک و بولیوی هم میتونین کار کنین و معدن الماس پیدا کنین .مثلا اگه زر نمیزد حتما جون از ماتحتش در میومد.
حالا ما سختی کار توی حکم کارگزینی مون باس بخوره یا نه ؟
برچسبها: زیمباوه و ونزوئلا, جغرافیای مدیریتی, حکم کارگزینی, کشوری, زبان سواهیلی
چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391
ندیم
با تو بايد رفت تا هر جاده اي
با تو بايد ماند در افسانه اي
با تو شعر تازه اي بايد سرود
شعر پاكي از كلام ساده اي
با تو ياران را نديم خانگي
با تو اي مولاي خوب سادگي
خلوتم پر شد زعطر و حرف تو
عطر ،عشق و حرف، اين دلدادگي
در تو بايد مرد تا شعري سرود
در تو بايد يك غزل از بر نمود
در تو بايد خلوتي ديرينه ساخت
با تو بايد رفت تا هرجا كه بود
تبريز 73یکشنبه بیستم فروردین 1391
لبوم جديد شهرام شبپره به نام تار تا گیتار
بازخوانی کارهای زیبای خواننده هایی که در بین ما نیستند .هایده دلکش منوچهر ویگن مهستی آغاسی و..

برچسبها: بازخوانی کارهای زیبای خواننده هایی که در بین ما نی, هایده دلکش منوچهر ویگن مهستی آغاسی و, البوم شهرام شبپره به نام تار تا گیتا, البوم تار تا گیتار, دانلود اهنگ جدید شهرام شبپره91, دانل
شنبه بیستم اسفند 1390
فرار
من درد ميهنم من زجر مردمم
اي عشق اخرين اي يار واپسين
من يك فراري ام بي سرزمين ترين
من يك تفكرم يك اعتقاد سخت
يك سرو استوار در تند باد سخت
پیش تو امنم از دژخیم خانگی
از تازیانه تا معنای زندگی......
بخشی از یک یادداشت به نام فرار -تهران ۹۰
برچسبها: اعتقاد, دژخیم, تازیانه, تندباد
یکشنبه هفتم اسفند 1390
حرفی با دخترک5
چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390
سادگی تفاوت
پینویس: این جمله یک جمله معمولی نیست .مثل فیسبوقی ها که کلی فحش دادن و بعد دوزاریشون افتاد نباشین. این خلاصه ای از مهمترین دلایل مشکلات زناشویی را در خودش داره. بهداشت جنسی را جدی بگیرین.این را بعد از خواندن یک مقاله زیبا نوشتم به جان حاجی
برچسبها: مشکلات زناشویی, بهداشت جنسی, دوش
چهارشنبه پنجم بهمن 1390
دفتر کهنه
پُرٍٍه از تلخی قصه ، مملو از با تو نبودن
دفتر کهنه شعرم هر ورق لبریزٍ از تو
گو نه هام در انتظاربارش یکریز از تو
تازه ام مث قدیم ُ مستم از شراب چشمات
مث این دفتر کهنه منم اون خراب چشمات....
برچسبها: دفتر سبز, خراب, شراب
چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390
عکس گل
______________
چه غوغایی برای عکست براه انداخته اند.
برچسبها: گلشیفته, فراهانی, عکس, چشمانت
پنجشنبه پانزدهم دی 1390
شب میرسه
وقتیکه شب سر میرسه
دلشوره ای مبهم دارم
برای گفتنت هنوز
من یه ترانه کم دارم
وقتی که شب سر میرسه
میخوام که یاغی تر بشم
تو بارون هق هق و درد
عین اقاقی ،تر بشم
از حس تو از بغض اون
از جامعه در منجلاب
بنویسم و داد بزنم
آی مردم همیشه خواب
وقتی که شب سر میرسه
زجر نگاه بچه ها
کنار ساندویچیا
خونپاره ای جای غذا
پیاده رو پر شده از
جنوبی دعا فروش
سرمای استخون شکن
آدمای خونه بدوش
شب که میشه نماز من
پرسه توی خیابوناست
زباله گردهای جوون
نشونی از ایران ماست
میسوزم از برق چشات
کودک فقر و فاصله
میدونم این حرفای من
تو این روزا بی حاصله
خراب واژه ها میشم
در این شب سرد و نمور
آسفالت خیس و بغض نو
یه شاعر زنده بگور
_____________________
پی نویس:
چشات سگ داره زن! بد جور میگیره که نمیشه از فکرت بیرون بیام
وقتی خسته از یه روز بی حاصل همیشگی شالگردنم ُ جلوی دهنم میگیرم و از محل کارم میام بیرون.چند قدم که جلوتر میام تونشستی روی یه پله کناریکی از خیابونای شلوغ شهر.یه چند تا لیف و دستمال سفره روی چادرت گذاشتی و قدمهای عابرا رو نگاه میکنی و دخترکوچولوت که همسن دخترک منه داره بازیگوشی میکنه . مثل همیشه نیگام میکنی .توی مردمک سیاهت سیاهی رو میشه دید .بهت میاد همسن و سال من باشی صورتت ولی ده سال پیرتره. اما نگات داغونم میکنه زن. نگات آتیشم میزنه .نمیدونی مدتهاست عذاب میکشم .واقعا سهم ما این بود؟. اونهمه وعده و وعید آخرش این شد؟ اونهمه حرفای خوب ؟ عدالت؟ ایثار؟شهادت؟صبر؟ تحریم؟ برداشتن فاصله ها؟ شاه بد توی کتاب تعلیمات مدنی ؟ کاخهایی که کوخ نشین ها را بیشتر کردند؟ جشنهای دو هزار و پانصد ساله؟آدمای بدی که توی عیش و مستی امضای شاهی رو گرفتن و امیر کبیر را توی حموم تیغ کشش کردند؟ جنگ نعمت است؟سیاست و دیانت مون؟ این بود اونهمه حرف و شعار؟
ولی هنوز هم میگم چشات سگ داره . من رو گرفته که از فکرت بیرون نمیام
برچسبها: ترانه, یاغی, شب, فقرو فاصله, زنده بگور
یکشنبه یازدهم دی 1390
عمه اونا با او باما یا با اونا با اون نوناش
برچسبها: اوباما, تحریم, تحلیل, جامعه جهانی, عمه
پنجشنبه هشتم دی 1390
احتمالات مشترک
برچسبها: مزخرفترین مرد, ارتباط, احتمالات
سه شنبه بیست و نهم آذر 1390
چله
انگاری بسه تحمل من دیگه زنگی زنگم
شاکی و خسته و زخمی ، تلخ و گس مثل شرنگم
وسط لختی این باغ بعد پاکوبی پاییز
آخرین برگ روشاخه م ، واسه چله خود ننگم
شب اول این زمهریر مبارک رفیق
دوشنبه سی ام آبان 1390
بشارت
چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390
تنها قدم زدم
با دقت و آرام از بین سنگ قبرها قدم میزنم و سعی میکنم پایم را روی سنگها نگذارم. صدای روضه بد صدایی از دور بگوش میرسد. نوشته های نستعلیق روی قبرهاچشم را نوازش میدهد ولی تسکینی برای فشار بی رحم بغضم نیست. عکس جوانها نظرم را جلب میکند کمی مکث میکنم شعرهای تکراری روی قبر را میخوانم تا شاید دلیل مرگش را بیابم ولی علامت سوال با گذر از آن پاک میشود .به پوچی میرسم .به بیهودگی انسان .به بی دلیل بودن دنیا به اینکه انسان چگونه تا اخر عمر با نگرانی زندگی میکند و همیشه حسرت و افسوس را با خود به همراه دارد فکر میکنم. دلم را خوش میکنم که حتما جای دیگری برای حساب و کتاب خواهد بود .این خیلی بی عدالتی است . به حرفای خودم هم شک میکنم. نمیدانم آیا خواهد بود یا نه ولی حالم بهتر است. دیگر دلم گرفته نیست .حس خوبی است تنها تر قدم میزنم . گاهی مینشینم و مینویسم . تنهایی شیرینی است که مردگان با من قسمت کرده اند.
پینویس: وقت قدم زدن در بهشت زهرا به این فکر افتادم که یک عکس مناسب ندارم و هرچه زودتر باید به فکر باشم. به یکباره فکری به سرم زد باید فردا صبح سری به ثبت احوال بزنم .اگر بنویسند زنده یاد شلم شوربا که همه میخندند به من .یه اسم با کلاس باید انتخاب کنم . ابته باز هم بخندند به قبرت بهتر از اینه که ....به قبرت. نه؟
برچسبها: مرگ, روضه, قبر, بهشت زهرا, نستعلیق
چهارشنبه هجدهم آبان 1390
وظیفه
چه به روزمان آورده این زمهریر طولانی.
شنبه چهاردهم آبان 1390
اتانول
گرم
تلخ
پاک
چیزی شبیه
C2
H5
OH
آبان 90
هیچوقت شیمی ایم خوب نبود .
برچسبها: اتانول, الکل, تلخ, c2h5oh
دوشنبه نهم آبان 1390
باران و تهران
شنبه سی ام مهر 1390
دواخانه
" آنتی هیستامین" شدم وقتی که به کارهام حساس بودی ؟
"هیوسین" شدم وقتی که از درد دل به خودت پیچیدی؟
وقتی زندگی رو کدر میدیدی "قطره استریل" چشمت شدم ؟"دیازپام " بی تابیهات و "سرترالین" افسردگیهات شدم؟
واسه خراشهای روحت لا اقل "دواگُـــلی " میشدم یادت میاد؟
دیگه بسه واسه اسهالٍ مُخت رو من حساب نکن .دیفنوکسیلات نمیشم
دوشنبه هجدهم مهر 1390
توقع
_______________________________________________________
من درچشمانت (همآن مُروای بی بدلیلٍ سیاه) به هزار ویک شب و شراب رسیده ام مینوشمت" ترانه " من
و چهارمین زاد روزت مبارک



