چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385
اره 3
Saw III
من اکثر فیلمهای ژانر وحشت را دیده ام ( از همان زمانی که داشتن ویدیو در ایران به یک قانون نانوشته جرمی سنگین بود و شلم شوربا کوچک) وهمیشه کمی در کل فیلم احساس ترس کرده ام ولی سری فیلمهای اره واقعا وحشتناک و دلهره آور هستند که یک شب .......
"اینکه ناگهان صبح از خواب بیدار شوی و خودت را در سردابه ای گرفتار غل و زنجیر بیابی که اگر کلید آن زنجیرها را تا زمان معینی پیدا نکنی ، خواهی مرد و برای رهایی از آن مرگ خفت بار مجبور بشوی به دنائت دیگری دست بزنی و با دست خودت پایت را اره کنی تا از شر آن غل و زنجیرها خلاص شوی (اینها که گفته شد شروع قصه قسمت اول فیلم "اره" بود) موضوعی نیست که به راحتی بتوان ذهن را از دلهره اش پاک کرد. خصوصا در چامعه ای همچون آمریکا که بنا بر آمار ، بیش از 11هزار قتل با گلوله در سال را به چشم می بیند. اینچنین می شود که هرچقدر هم بخواهی به خودت بقبولانی که همه آنچه دیدی فقط یک فیلم بوده ، بازهم آسوده نمی گیری." اینها که خواندید حرف های من نبود ، بلکه درددل یکی از تماشاگران آمریکایی فیلم "اره 3" است که همین ماه پیش آن را دیده و نظرش را در سایت فیلم درج نموده است.
بدینگونه است که قفل و زنجیرهای سنگین تری بیرون کشیده می شود تا به در منزل و پارکینگ و اتومبیل و ...زده شود تا ناگهان صبح که از خواب بیدار میشوی ، سر از سردابه مخوف درنیاوری و با آدم دیوانه ای روبرو نشوی که در یک نوار کاست پیغام گذاشته ، اگر می خواهی کلید قفلی که تو را گرفتار کرده ، پیدا کنی تا از مرگ خلاص شوی ، باید آن را پشت حدقه .....
ادامه مطلب
دوشنبه بیستم آذر 1385
یلدای من کهنه چنار
باد می آید و از قافیه ها می گذرد
از غزل های من زخم نما می گذرد
باد یک آه بلند است که گاهی دم عصر
نرم می آید و از بغض خدا می گذرد
بوی آویشن کوهیست که می آید یا
باد از خرمن موهای رها می گذرد؟
زنده رودیست پریشان وسط پیچ و خمش
شب جدا می گذرد...شعر جدا می گذرد
چند قرن است که یلدای من کهنه چنار
به غزلخوانی چشمان شما می گذرد
باد می آید و " رخساره بر افروخته است "
شاید از " کوچه معشوقه ما می گذرد "
حامد عسکری
دوشنبه بیستم آذر 1385
کجای این جنگل شب پنهون میشی خورشیدکم
داریوش برای اولین بار در 9 سالگی روی صحنه رفت ، یعنی زمانی که به مدرسه می رفت ،البته آن زمان داریوش ارکستر نداشت و با یک میکروفن .......
ادامه مطلب
چهارشنبه پانزدهم آذر 1385
چهارشنبه پانزدهم آذر 1385
جایزه برای یک سوال کاملا علمی!!!!
دیشب رئیس جمهور منتخب و خوشگل مون در جمع میلیونی مردم سواد کوه گفت چشم امید تمام مردم دنیا به ملت ایرانه (نقل به مضمون) آخه این مردم دنیا چیشون از ما کمتره که چشمشون به ماست
هر کی بتونه جواب این سوال رو بده ۵ ساعت اینترنت رایگان براش ایمیل میزنم البته برای استفاده تهرانیا.نزدم کامنت عیبی بذارین آبرومم ببرین.
راستی از دوستانی که براشون کامنت شاکی گذاشتم از همینجا عذر خواهی میکنم
سه شنبه چهاردهم آذر 1385
بهم میخوره .یارو گرفتار میشه زنگ میزنه دلش میگیره زنگ میزنه ولی داره با دوستاش میره بگرده خبری نیست
شما هم حتما یا از اینایین یا از ما و هر که با ما نیست دشمن ماست و دوست دشمن ما دشمن ماست و دشمن دشمن ما دوست ماست و..........
رفاقت و دوستی خیلی برای من مهمه ولی تا حدی که بیشتر از ۱۰۰ بار سواری ندم بیشتر از اونم سواری میدم ولی باید خر بشم وگرنه اگه همچنان اسب بمونم سوارکارو میدون و مانع و هیچی رو بیلمیرم.آره داداش
دوشنبه سیزدهم آذر 1385
ادامه مطلب
شنبه یازدهم آذر 1385
وقتي تو شب گم مي شدم
وقتي توشب گم ميشدم هم خونه خواب گل مي ديد
هم سايه از خوشه خواب سبد سبد خنده مي چيد
وقتي تو شب گم مي شدم ستاره شب شکن نبود
ميون اين شب زده ها هيشکي به فکر من نبود
آوازه خون کوچه ها شعراش و از ياد برده بود
چراغا خوابيده بودن شعله شون و باد برده بود
آخ اگه شب شيشه اي بود پل به ستاره مي زدم
شکست آينه ي شب نيزه ي خورشيد مي شدم
آخ اگه مرگ امون مي داد دوباره باغ مي شدم
تو رگ يخ بسته ي شب نبض چراغ مي شدم
آخ که تو اقيانوس شب سوختنم و کسي نديد
تو برزخ بيداد شب هيشکي به دادم نرسيد
تواوج ويرون شدنم توشب دم کرده درد
کسي دعا نخوند برام هيشکي برام گريه نکرد
وقتي تو شب گم مي شدم دلم مي خواست شعله بشم
رو سايه های يخ زده دست نوازش بکشم
دلم مي خواست آشتي بدم تگرگ با اقاقيا
خورشيد مهربوني و مهمون کنم به خونه ها
آخ اگه مرگ امون مي داد دوباره باغ مي شدم
تو رگ يخ بسته ي شب نبض چراغ مي شدم
سه شنبه هفتم آذر 1385
اسطوره اپرا راک :کویین
|
فردی مركوری (Freddie Mercury) | ||
|
از مرگ فردى مركورى پيانيست، ترانه سرا، خواننده و رهبرگروه كويين، پانزده سال گذشت. روى مزار او رويس رولز سياهرنگى با پنجرههاى بزرگ و يك شاخه گل رز به چشم مىخورد. التون جان خواننده شهير انگليسى نيز شخصا دسته گلى به شكل قلب روى گور مركورى گذاشته و نوشته: ممنونم كه دوست من بودى.... |
ادامه مطلب
دوشنبه ششم آذر 1385
خرافه پرستی از نگاه یک جامعه شناس
دكتر امانالله قرايي مقدم، استاد دانشگاه و جامعه شناس ،در مورد خرافه پرستی می گوید: خرافات و خرافهپرستي از قديم الايام بوده و هست و به اين زودي رفع نميشود .معمولا خرافات در جوامعي كه از نظر سطح فرهنگي در سطح پايين قرار دارند و دين و مذهب آنان نيز اين خرافات را تاييد ميكند، بيشتر گسترش پيدا كرده است.
وي افزود: خرافات بيشتر در طبقات فقير، درمانده، كم سواد..........
ادامه مطلب
دوشنبه ششم آذر 1385
بابك بيات به روايت بابك بيات

زنده ياد بابك بيات در شرح حال دوران زندگياش گفته است:« در خرداد ماه سال 1325 در تهران كوچه روز به محله پلچوبي متولد شدم و پس از يك سال به خيابان هفده شهريور سه راه شكوفه خيابان كرمان نقل مكان كرديم، تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در همين مكان به پايان بردم، از همان طفوليت با خواندن و موسيقي انس و الفت وعلاقه داشتم.»
بيات در كتاب مردان موسيقي سنتي و نوين ايران ميگويد، يادم هست هفده ساله بودم كه يكي از دوستان هنرمندم ميلاد كيايي مرا با نت موسيقي آشنا ساخت. و از اين به بعد بود كه راه خود را يافتم، البته مشوقم در كارهاي هنري، بيشتر خانواده ايرج عطايي بودند، حدود بيست سالم بود كه توسط يكي از دوستانم به خانم باغچهبان معرفي شدم ودر كلاسهاي شبانه هنرستان موسيقي نزد اين هنرمند گرامي به فراگيري موسيقي علمي مشغول شدم و در دسته كر، اپرا و كر ملي وارد گرديدم و موسيقي واقعي را شناختم.
ادامه مطلب
شنبه چهارم آذر 1385
و میدونین این چه بلایی سر مدیریت میاره
اگه شما کارمندین که گور بابای اداره و مدیریت ولی اگه مدیرین حتما در هفته یه بار به کارمنداتون خارج از بحث های اداری سر بزنین با هاشون بگو بخند کنین و درددلاشونو گوش کنین و به اونا چند دقیقه فکر کنین باور کنین این به نفع شماست .اینو از من که کارم مکانیزاسیون اداریه گوش کنین من نمیخوام بعدا وقتی گند زدین تو حوزه مدیریتتون ویا زبونم لال توبیخ و اخراج و اعدامو...... به کامپیوتر و برنامه نویس و شبکه کارو ....... بدو بیراه بگین.
شنبه چهارم آذر 1385
اوريانا فالاچی، روزنامه نگار و نويسنده ايتاليايی که به خاطر مصاحبههايش با بسياری از شخصيتهای جهانی از جمله شاه مخلوع و امام خميني(ره) و نظرات بحث برانگيز خود شهرت داشت، در گذشت...
ادامه مطلب
