یکشنبه هفدهم آذر 1387
ابی نخون جون ننه ات
این روزها آهنگ کلبه را با اجرای دوباره ابی با همراهی دو نوگل باغ موسیقی یعنی کامران و هومن میشه مدام از شبکه های ماهواره ای شنید و این آهنگ تمام خاطرات خوب و بد دوران دانشجویی من و دیگر دوستانم را با اجرای افتضاح و مسخره ای که داره به گه کشیده ودر واقع حیف و افسوس برای ما که داریم خواننده آهنگ های جاودانه رو میبینیم که در سالهای میانسالی داره گند میزنه به خودش و به تمام هوادارهای واقعیش و همینطور متوالی کلاس موسیقیش رو داره پایینتر میاره.
یکی اگه ابی رو میبینه بگه بابا ما خاطره داریم ما گذشته داریم ما جوونی کردیم ما پر از احساس بودیم و تو جدیدا فقط داری میرینی به الک .بابا آخه مگه کامران میتونه حس این ترانه رو انتقال بده بابا این ترانه را لیلا کسری گفته حیف نبود خداوکیلی. نکنه قبلی رو شانسی خونده بودی شیطون.
آخ یکی بود یکی نبود/ یه عاشقی بود که یه روز /بهت میگفت دوست داره/ آخ که دوست داره هنوز
دلم یه دیوونه شده/ واست بی آزاره هنوز/ از دل دیوونه نترس /وای که دوست داره هنوز
شب که میشه به عشق تو /غزل غزل صدا میشم/ ترانه خون قصه /تموم عاشقا میشم
بگذریم اگرچه از این خانوم خانوما حیدر مریم زاده اصلا خوشم نمیاد و ترانه هاش رو نمی فهمم ولی از این یکی خوشم اومد واسه شما هم گذاشتم .
می گن دستای پاک تو
مهمون دستای دیگه است
می گن نگات پیش منه
اما دلت جای دیگه است
می گن دروغ بوده که تو
تا آخرش مال منی
چشمای رنگ عسلت
دنبال چشمای دیگه است
آخه مگه فرشته هم
رسم شکستن بلده
آدم می تونه بد باشه
مگه فرشته هم بده
با شب و مهتاب شنیدم
این روزا خلوت می کنی
می گن تو خواب و رویاهات
خورشید و دعوت می کنی
چرا دستای عاشقت
رنگ تابستون نمیشه
وقتی که نیستم اون چشات
خونه بارون نمیشه
تو اهل آسمونایی
اون آسمونای بلند
فرشته آرزوهام
به گریه های من نخند
میون راهت نکنه
قلبتو دادی به کسی
اون کیه که به جای من
شبا براش دلواپسی

