سه شنبه یازدهم دی 1386
فرهنگ مهتابي
عليا حضرت مخدره بانو مهتاب در آينه كه بهتر بود مهتاب در اينترنت مي بود(چون از بس جلوي مانيتوره فرصت نميكنه به آينه نگاه بياندازد
) پستي مرقوم نمودند در مغزداني خود كه از قديم از سال ۸۴ نبش قبر نموده و دوستان زنده مرده و نيمه جان خويشتن را به اين پست وارد نمودند يادي شد نوستالژيكوارانه از اهل قبور از دوستاني كه هستند ولي وبلاگ نويسي را ترك نموده اند يا نيستند ولي وبلگ مينويسند ولي مارا چيزي به قلم آمد در باب فرهنگ صله رحم و روابط وبلاگي .بايد به استحضار دوستان برسانم كه اولا لزومي ندارد كه فقط به كساني سر بزنيم كه براي ما نظري در اونجا ميگذارند وديگراني را كه لينكيديم و اكنون حالي و مجالي براي ابراز وجود ندارند فراموش كنيم.ثانيا اين را بايد به عنوان يك اصل بپذيريم كه هرگاه با عده اي از افراد لينكداني به كوه و كمر رفتيم لازم نيست كه آنرا با عكس آبگوشتي كه ميل نموديم در پستي بگماريم تا ماتحت برخي از خوانندگان را به جز و وليز بيافكنيم كه گاه اين آتش خانمان سوز است.من چند بار خانمان سوخت.ثالثا بهتر است در هنگام لينك كردن اطلاع دهيم شايد دموكراسي بدين وسيله نهادينه گرددو افردي چون جورج بوش پسر اين قدر در خصوص آن زحمات بي دريغ انجام ندهند
رابعا خامسا سادسا را شما بگين ما عقلمون قد نميده......
در ضمن در مورد پست قبلي بايد به حضور انورتان عرض كنم كه اگه اين تصميم را داشته باشيد كه شاگرد زرنگ مدرسه تنبلها باشيد مطمئنا به همين زودي به جايي خواهيد رسيد ولي شاگرد تنبل مدرسه زرنگها عين يه فوق ديپلم ادبيات در سازمان انرژي هسته اي است كه بايد خواب مديريت بخشي را ببيند البته فوق ديپلم فيزيك در فرهنگستان زبان هم شامل اين مثل ميگردد.
