چهارشنبه بیست و ششم دی 1386
توقع
ابری همیشه گریان
تاری همیشه نالان
یاری همیشه خندان
امشب مرا همین بس
اندیشه های پاکی
غمهای سینه چاکی
با شعرهای خاکی
امشب مرا همین بس
بوی صمیمی خاک
خاکستری افلاک
با گونه های نمناک
امشب مرا همین بس
در خویش پرکشیدن
از خویش وارهیدن
جز او کسی ندیدن
امشب مرا همین بس
با می ترنمی باز
امشب دوباره پرواز
فریاد،شعر،آواز
امشب مرا همین بس
یارب صدای خواهش
درکوچه نیایش
بغضی نشان سازش
امشب مرا همین بس
از تو عطش نمانم
جز تو دگر نخوانم
چون با توام ندانم
امشب مرا همین بس
.......................................................
امشب مرا همین بس
امشب که با تو هستم
امشب که گریه دارد بر چشم ناز شستی
امشب که راه خفتن
کج شد به راه مستی
امشب حدیث بغض است
مهتاب و باد و نجوا
موج و صدای دریا
امشب قسم به چشمت
سوگند بر طبیعت
امشب قسم به نامت
امشب که یادت هستم
امشب مرا همین بس.
12/1/73 تبریز
