تبليغاتX
وبلاگ شلم شووربا - نامه ای دیگر

یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387

نامه ای دیگر

سلام

دیشب در ضیافتی رفیقی ازچهره جذاب و بازی فوق العاده جورج کلونی صحبت میکرد ومن در ذهنم تمام بازیگران ایرانی و بچه خوشگلهای امروز سینما را مرور میکردم تا مقایسه ای کنم ولی باز هم به اسم تو رسیدم.

قیافه پدر سوخته ات در طوقی،لکنت های زیادت در دشنه،راه رفتنت در تنگسیر،نگاه خسته ات در گوزنها،گله های کودکانه ات در سوته دلان ،اعتراضت در قیصرو زخمهایت در کندومراباز هم به تو رساند.تو الگوی مرد جذاب ایرانی نبودی ولی معنی هنر بازیگر ایرانی شدی وقتی که فیلم بتامکس را لای نان سنگک - گویی که جنس قاچاق بود -به خانه می اوردم و به اتفاق دوستان ذهن گشنه خود را با بازیهایت سیر میکردیم آخ که چقدر دیالوگهایت میچسبید. حتی پس از 16 بار بغض ترکاندن به وقت فیلم هامون جای تو را خالی کردم یاوقتی فقط دود سیگار بود واشک و آژانس شیشه ای باز داشتم شاهکار پرستویی را با تو مقایسه میکردم.

در تصوراتم هیچگاه تغییر نکردی حتی وقتی خبرهای جعلی در مورد کارهای اقتصادی ات به ایران میرسید.حتی وقتی تاترهای کوچکی را بازی میکردی هنوز هم بزرگترین بودی .راستی آنوقتی  که کیارستمی تو را به روی صحنه جشنواره بزرگان کن دعوت کرد نمیدانی چقدر ذوق کردیم که ترس از تو نگفتن فرو خواهد نشست.تو و آن دوستانت جنتی عطایی ،منفرد زاده ،قنبری ،فرهاد وداریوش برای مایی که تشنه حرفهایی از جنس خودمان بودیم چشمه ای از اعتراض و ترانه بودید.

سالها قبل وقتی جواب نامه ام را با ایمیل پسرم موفق باشی دادی با اینکه کوتاه بود و مختصر فهمیدم نامه ام را (که کمی خشم وانتقاد نوجوانی در آن دیده میشد)خوانده ای.فهمیدم دوست داری بدانی اینجا چه خبر است.

بهروز عزیز اینجا امن وامان است طبق معمول ژیگولو ها روی جلد مجلات دلبری میکنند،داستان همه فیلمها مردهای دو زنه است و شریفی نیا مرد اول سینمای قحط الرجال ما شده.کندوی اسماعیل گله خدا بیامرز نه عسل دارد و نه زنبور.گاهی با رفیقت پرستویی و مش حسن انتظامی حالی میکنیم ولی دیگر نمیچسبد چون مزه سنگگ عوض شده دی وی دی جای نوار بتامکس را گرفته و ما عشق فیلم ها هم که بماند.زوارمان در رفته.

تا نامه ای دیگر خدا نگهدار

نوشته شده توسط شلم شووربا در |  لینک ثابت   •